::یک فنجان چای (بهزاد منفرد)::
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1387

خنده دارترین!

وقتی داری خاطرات می نویسی فقط به موضوع جدائی فکر نکن نویسنده زندگی برای محبوب شدن در میان مردم هم که شده آخر داستان را زیبا تموم می کنه! حتی مترسک ها هم در زندگی شما دلیلی دارند برای بودن! پلان به پلان زندگی رو دوست دارم برای بازیگری بی طاقتم چون من با حقیقت دیالوگ های زندگی را به خورد کاغذ های سفید دفترم میدم! نه از سیاست نه از انتقاد نه از عشق نه از لطافت نه برای بازی کودکان و نه برای قدرت بزرگان بلکه فقط برای بازی کردن نقش خودم در زندگی شبها خواب فردا را می بینم! زیبا ترین لحظه ها خنده دار ترین قسمت های متن نویسنده زندگی است وقتی داشتم بعضی از قسمت هاشو می خوندم دیدم چقدر با تفکر این داستان ها نوشته شده به همان اندازه که گریه می کنیم می خندیم و به اندازه خاطرات خوش خاطرات بد داریم! بیائید بازیگرانی از حقیقت باشیم در این داستان! و غیر از نقش خودمون نقش هیچ نسیم ندیده ای رو بازی نکنیم!

نویسنده : بهزاد منفرد

چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1387

همیشه خدا تاریک است

 

انسانها به دنبال خدا هستند ولی خدا کیست؟ من نیستم پس حتما شما هم نیستی چون انسانیم به دنبال چیزی می گردیم که بودنش بر نبودنش دلالت داره ! یه وقتائی به خودم می گم به نام خداوندی مهربانی که شیطان را آفرید تا آدم و حوا را بفریبد تا من و شما زیبائی این دنیا را ببینیم .

فلسفه های مختلفی در این دنیا دیدم و هر بار از خنده به گریه کوچ کردم بارها در نمایشنامه های طنز خوانده بودم زندگی را می توات مانند کاریکاتور ها کشید! ولی صاحب کاریکاتور از به تصویر کشیدنش برای مضحکه شدن در میان مردم مسلما خنده را انتخاب نمی کند بازی گردان زندگی در بشریت به قول عده ای که روشنفکر نام دارند. خدا نام دارد!

حاشیه را در کنار جوب آب به فاضلاب می سپارم و حرف دل زباله ها را روی اسفالت می نویسم

زباله ها جلوی درب منزل ما بخودشون عطر می زنند، بعضی ها از بوی زباله ها لذت می برند اما بعضی دیگر منتظرن ساعات 10 شب بشه ! گربه های خیابانی نگران نباشید غذای امشب عطر خیابان دارد

بهزاد منفرد