::یک فنجان چای (بهزاد منفرد)::
X
تبلیغات
رایتل
شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1388

اینجا همینجاست

اینجا جائی نسیت که دروغ بگی و دیگران به بهانه راستی برایت سرود صداقت بخوانند

اینجا جائی نیست که کودکان به دنبال مورچه ها بدوند

اینجا جائی نسیت  که گلفروشان گلهای وحشی را از دل طبیعت بکنند و درد گلها را در صورت خودشان نقاشی کنند تا دل شما را به رحم آورند

اینجا جائی نسیت که پشه بند ها پناهی باشد برای دفاع از شیرینی خون شما!

اینحا جایی نیست که در جشن نیکوکاری کسی برای کسی کادو نخرد!

اینجا جائی نسیت که زلزله بی خبر جای ازرائیل نقش بازی کند

اینجا جای نسیت که دختران ما آنقدر بدوند تا بخاطر ملاقات کلمه عشق به دام اتوبوس های کلاه کج بیفتند.

اینجا جائی نیست که داروخانه ها تریاک بسته بندی شده به انسان های سالم بفروشند

اینجا جائی نیست دختری به اسم نگین بی آنکه پسری را ببیند چاره ای جز عاشق شدندش نداشته باشد

اینجا جائی نیست که سینما در روز شنبه نیم بها باشد بخاطر چی؟ نمیدانیم

اینجا جائی نسیت که دردو دل کنیم  جواب درد و دل را با شلاق بدهند

اینجا جائی نیست که من بنشینم به شما بگویم به زور بنشینید مرا ببینید

اینجا جائی نسیت که  تنها برنامه بدون سانسور در تلوزیون فوتبال باشد

اینجا جائی نیست که دست هر کسی یک بسته  سیگار باشد!

اینجا جائی نسیت که شناسنامه بدون مهر رای فاقد ارزش باشه


آری اینجا ایران ۴ سال پیش نسیت  اینجا ایران امروز است ، و ما رئیس جمهوران جدید شما هستیم می خواهیم کاری کنیم تا این جمله تمام شود و بعد از اتمام ایران امروز ، فردا  می توانید از نو  همه شعار ها را بخوانید و بجای اینجا جائی نیست می نوسیم اینجا جائی هست .