برچسب زندگی - ::یک فنجان چای (بهزاد منفرد)::
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1395

شرطبندی

خیلی ها رو باخت ما شرط بستند  در کشوری که شرط بندی حرام است ْ‌ نمی دونم باید بهشون گفت شجاع یا احمق  یه مشت کاغذ که اسمش پوله در دست راستشان گرفتند و دست های  کوچک فرزندشان در دست چپشان گرفتند . اون بچه هم بی شک روزی روی  باخت فرزند ما شرط خواهد بست . تنها فرقش ممکنه این باشه که در زمان اون شرط بندی حلال شده باشد . یه عده پشت تلوزیون نشستند و باور کنید ارزو دارند امروز تو ببازی ْ می دونی اگه نبازی تعدادی از ادم ها خواهند مرد چون زندگیشون رو گذاشتند رو باخت تو ْ هستند بعض ی ها هم این وسط که شانسی رو باخت تو بستند چون راستش قیافتو دوست ندارند ْ یه سری هم می شناسم تازه وارد این بازی شدند و یکی دیگه بهشون گفته رو باخت تو ببندد به اونا می گن احمق های دوران ما چون حتی نمی دونن کی برنده است که بازنده است . حالا تو موندی و یه مشت ادم.

 می دونی غم انگیز ترین قسمت زندگی ما کجاست ؟ که هیچ کس واسه برد ما شرط نبسته حتی باختت هم برای تو بیشتر از بردت سود داره و این سوال امروز من از شماست که در دورانی که باخت بیشتر از برد به زنده بودنمون کمک می کنه چرا به پیروزی فکر کنیم...


بهزاد منفرد.


شنبه 2 تیر‌ماه سال 1386

عشق چیست؟

از معلم دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت: حرام است 
از معلم هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول محور نقطة قلب جوان میگردد
از معلم تاریخ پرسیدند عشق چیست؟گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان
استlove از معلم زبان پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:همپای
از معلم ادبیات پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:محبت الهیات است
از معلم علوم پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها عنصری است که بدون اکسیژن میسوزد
از معلم ریاضی پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها عددی است که هرگز تنها نیست
از معلم فیزیک پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:تنها آدم ربایی است که قلب جوان را به سوی خود میکشد
از معلم انشا پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد
از معلم ورزش پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت: تنها توپی است که هرگز اوت نمی شود
از معلم زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟؟ گفت:عشق تنها کلمه ای است که ماضی و مضارع ندارد
از معلم زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت:عشق تنها میکروبی است که از راه چشم وارد میشود
از معلم شیمی پرسیدند عشق چیست؟؟گفت عشق تنها اسیدی است که درون قلب اثر می گذارد
واقعا عشق  چیست....؟

مطلبی دیگر در باره تعریف عشق :

عشق چیست؟

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
 استاد در جوابش گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار  به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!
 شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
 استاد پرسید: چه آوردی؟
 و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین
شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟
شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.
استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین


همین امروز برای عشق خود گل بفرستید فروشگاه اینترنتی ارسال گل و هدیه