فیلم مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

نمی دونم زندگی رو میشه با چی نوشت اما با هرچی بخونیش یه معنی میده اونم عشق حالا اگر بشه عشق رو بخش کرد . یاد کلاس اول دبستان می افتی که زندگیت چقدر شیرین بود زندگی با عشق شیرین میشه یه مدت عشق میمیره و دوباره بر می گرده چقدر خوب بود که احساس واقعیم به سمتم برگشت دوباره با عشق تازه می تونم از نو بنویسم می تون از زلال بودن چشمه جاری زندگی کنم

عشق من عاشقمه براش میمیرم نه بخاطر اینکه اون منو دوست داره بخاطر اینکه از چیزی که اون لذت ببره لذت می برم بخاطر اینک آسمون ارزوهام فقط اون .

تعبیری که از دیانا برام تو ذهنم فراموش نشد این بود

من مثال رودی بودم که همیشه جاری به سنگ های مختلف برخورد کردم اما نه ایستادم بلز رد شدم تنه درخت نگهم داشت اما باز هم حرکت کردم تمام شیطنت هایم را توی راه انجام دادم سپس به یک سد بزرگ برخورد کردم و شروع به جمع شدن شدم و زندگیه واقعیم شکل گرفت اون سد بزرگ دیانا بود که من رو نگاه داشت . دیانا عزیزم دوست دارم